درسنامه فرهنگ و هنر هشتم
بخش 5: هنرهای نمایشی
درس اوّل: بازی و بازیگری
فکر کنید (صفحهی 128 کتاب درسی)
یادتان میآید آخرین باری که بهجای کسی دیگر بازی کردهاید مربوط به چه زمانی است؟ ماه پیش؟ هفتهی گذشته؟ دیروز یا همین چند ساعت پیش؟ آیا اصلاً چنین تجربهای داشتهاید؟ چرا باید گاهی بهجای کس دیگری بازی کنیم؟
اگر کمی فکر کنید، شاید بهیاد بیاورید که گاهی حتی بهجای اشیا و موجودات محیط اطراف خود حرف زدهاید؛ بهجای میز، صندلی، اتو، قاشق، چنگال و … حتی میوهها و حیوانات.
یکی از فیلسوفان مشهور جهان بهنام ارسطو، بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، تقلید کردن را یکی از ویژگیهای مهم و اصلی انسانها نامید و بازی کردن در نقش دیگران را وسیلهای برای تغییر و اصلاح رفتار آدمها نامید. فیلسوفان و حکیمان ایرانی هم به تأثیر تقلید و بازی کردن در تربیت پرداختهاند. از جمله در این بیت از مولوی، شاعر معروف ایرانی:
چون که با کودک سر و کارت فتاد
پس زبان کودکی باید گشاد
تجربه کنید (صفحهی 129 کتاب درسی)
- اگر دختر هستید به مادر و اگر پسر هستید به پدر خود پیشنهاد کنید که در شرایطی فرضی، جای شما با او عوض شود و شما نقش پدر یا مادر خود و پدر و مادر نقش شما را بازی کنند.
- پس از این تجربه سعی کنید درباره احساسات خود در نقشی که بهعهده داشتهاید با پدر و یا مادر خود صحبت کنید. آیا پس از این بازی و ایفای نقش، احساسات شما با قبل از آن تفاوت کرده است؟ همین سؤال را از والدین خود نیز بپرسید.
بازی مفهوم وسیعی دارد و به خیلی از رفتارهای ما آدمها اطلاق میشود؛ چه در محیط خانه و یا بیرون از خانه، در طبیعت و فضای دیگر و بهطور کلی در هر جایی می شود بازی کرد. بازی بیشتر مربوط به اوقات فراغت آدم هاست، اما آنچه در این درس منظور ماست بازیهایی است که در آن نقشهایی را بهعهده میگیریم. در گذشتهای نهچندان دور و زمانیکه هنوز پای رایانه و بازیهای رایانهای به خانهها باز نشده بود، بازیهای گوناگونی انجام میشد که در این بازیها کودکان نقشهای مختلف اجتماعی مانند پدر، مادر، مهندس، دکتر، خاله، عمو و غیره را برعهده میگرفتند و مانند نمایشهایی که امروز به صحنه میرود یا در تلویزیون و سینما میبینیم، هر کدام اصطلاحاً در نقشی فرو رفته و یک زندگی نمایشی را میساختند.
اگر سراغ بازی را در دوران تاریخی بگیریم، به زمانهایی میرسیم که انسانها میخواستند برای انتقال وقایع، مشاهدات و حوادث پیرامون خود از زبان بدن استفاده کرده و با حرکات و اصوات، مشاهدات خود را برای دیگران شرح و به اجرا درآورند. برای مثال آدمهایی که برای شکار به جاهای دور میرفتند حیوانی را شکار میکردند و پس از بازگشت، شرح شکار خود را با بازی برای دیگران اجرا میکردند. این همان مفهومی است که به بازی اطلاق میشود، همان مفهومی که ما در نظر داریم. حداقل 25 قرن پیش یا 2500 سال پیش، هنری به نام نمایش ایجاد شد.
زمانیکه آدمها برای انتقال مفاهیم و مشاهدات زندگی قصه یا ماجرایی را مینگاشتند و عدهای آنرا برای تماشاگران اجرا میکردند.
شاید بتوان گفت اولین مفهوم یا اولین اصطلاح در هنر نمایش، بازیگر بود. بازیگران با ماسکها و لباسهای مختلف، نقشهایی که برایشان نوشته شده بود را حفظ کرده و در برابر جمع زیادی از تماشاگران به اجرا در میآوردند، بنابراین بازیگری ریشهی بسیار کهنی در تاریخ دارد و اساساً با مفهوم تقلید، آمیخته است.
با نگاهی به تاریخ پرفراز و نشیب سرزمینمان میتوان سابقه بازیگری را در نمایشهای آیینی مذهبی ایران از جمله نقالی، پردهخوانی و شبیهخوانی جستجو کرد. بازیگران نمایشهای ایرانی با بهرهگیری از قصههای تاریخی - مذهبی و با اتکا به بیان گرم و تأثیرگذار و همچنین حرکات بدنی معنادار، مخاطبان و تماشاگران خود را جذب مفاهیم ارزشمند و اخلاقی میکردند، مفاهیمی درباره دین، میهن، خانواده و روابط اجتماعی. بازیگران نمایشهای ایرانی سالها تلاش و کوشش میکردند تا بتوانند تجربهی بازی در برابر مخاطب را بهدست بیاورند، مثلاً در نمایشهای ایرانی همچون نقالی، یک بازیگر شاید حدود 13 الی 15 سال تلاش و کوشش میکرد و با بهرهگیری از نظرات استادان این هنر و حرفه، گام به گام به آموزش خود میپرداخت و در کنار اساتید، تجربه کسب میکرد تا در نهایت بهعنوان یک بازیگر کامل بتواند در برابر مخاطبان هنرنمایی کند، همچنین در نمایش شبیهخوانی یا تعزیه بازیگری تقریباً یک حرفه موروثی بود؛ یعنی یک بازیگر از همان سالهای کودکی از سنین 7 الی 8 سالگی با شرکت در نمایشهای اجرا شده توسط خانواده خود، آرام آرام در مسیر رشد و پیشرفت بازیگری قرار میگرفت.
تجربه کنید (صفحهی 129 کتاب درسی)
- جملهای ساده و کوتاه انتخاب کنید، از این دست:
میخواهم به جنگل بروم.
خانه چقدر گرم است.
تو کلید مرا برداشتی؟
- حالا در یک مکان تمرین، هر کدام از این جملات را که انتخاب کردید، با حسهای مختلف و صداهای کوتاه و بلند بیان کنید.
خوشحالی، خشم، بیتفاوتی، سوءظن و …
طلبکارانه، با مهربانی، با سرزنش و …
- هنگام بیان جملات، صدای خود را ضبط کنید و بشنوید و دوباره و دوباره این تجربه را تکرار کنید.
- از والدین، برادر، خواهر یا دوست و همکلاس خود بخواهید که دربارهی هریک از انواع بیان احساستان نظر بدهند.
خودارزیابی (صفحهی 130 کتاب درسی)
تصور کنید شما از جنگلی سراسیمه بهسمت دوستان خود رفته و میخواهید به آنها هشدار دهید که حیوانی عظیمالجثه دارد به آنها نزدیک میشود. این کار را فقط باید با صداهای فاقد کلمات و رفتار بدن نشان دهید. کار خود را با همکلاسیهایتان مقایسه و درباره نحوه اجرا با یکدیگر صحبت کنید.
درس دوم: عناصر بازیگری
فکر کنید (صفحهی 131 کتاب درسی)
آیا تاکنون تجربهی بازیگری در برابر عدهای از تماشاگران را داشتهاید؟ آیا با تعدادی از دوستان خود نمایشنامهای را خوانده و آن را برای دیگران به نمایش گذاشتهاید؟ چندبار تجربه دیدن نمایش را داشتهاید؟ بهنظر شما بازیگران برای اجرای نمایش به چه مهارتهایی نیاز دارند؟
بازیگری مانند هر هنر دیگری نیازمند کسب مهارت و تجربه است، هنگامیکه کسی قدم در مسیر بازیگری میگذارد باید بداند که یک بازیگر باید مهارتهای ویژهای را در بیان، بدن، حرکت و احساس بهدست آورد.
تجربه کنید (صفحهی 132 کتاب درسی)
- سال گذشته دربارهی نمایشنامه نکاتی را آموختید، اکنون یک نمایشنامه را انتخاب کنید، بخشی از آنرا برگزینید و با اعضای خانواده آنرا دورخوانی کنید، حالا تلاش کنید تا نقشهای خوانده شده را بازی کنید.
در این تجربه سعی کنید، هم خودتان و هم نقش مقابل، در شرایط همان شخصیتها قرار بگیرید، با همان شیوه از سخن گفتن، احساسات و حرکات بدنی.
- سه عنصر یا رکن اصلی برای بازیگری در صحنه نمایش عبارت است از: بیان، بدن و احساس، یک بازیگر با تمرینهای طولانی مدت و به تدریج میآموزد که چگونه در صحنه گفتوگو کند و به اصطلاح دیالوگهای یک نمایشنامه را بهدرستی بیان کند. او یاد میگیرد چگونه از حرکات سر، دست، راه رفتن و درواقع جزء جزء بدن خود در جهت القای احساس و مفاهیم مورد نظر خود سود ببرد.
- همچنین یک بازیگر یاد میگیرد که هر احساسی در چه موقعیتی و برای القای چه ابعادی از شخصیت باید بروز پیدا کند. دستیابی به چنین مهارتهایی همانگونه که پیشتر گفتیم نیازمند تمرینهای مستمر و کسب دانش در محضر افراد متخصص است.
خودارزیابی (صفحهی 132 کتاب درسی)
- به شکل بدن اشخاص در سه وضعیت خشم، آرامش و اضطراب نگاه کنید و سعی کنید زبان بدن آنها را درک کرده و توضیح دهید. حال خود را در هر سه وضعیت قرار داده و آنرا بازسازی کنید. نتایج را با همکلاسی خود درمیان بگذارید. چه شباهتها و تفاوتهایی بین نتایج کار شما با دوستانتان وجود دارد؟
درس سوم: بدن و حرکت
فکر کنید (صفحهی 133 کتاب درسی)
به نظر شما آیا بازیگری هنر است یا دارای تعاریف و معیارهای علمی نیز است؟ به نظر شما بدن بازیگر بهعنوان یک سازمان منظم پر از جزئیات و پیچیدگی چه نقشی در زندگی حرفهای او دارد؟ آیا نحوه نفس کشیدن و یا شیوه بیان حروف و کلمات توسط بازیگران، تابع قواعد خاصی است؟
یک بازیگر تنفس خود را برای بیان بهتر حروف و کلمات تربیت میکند و همچنین صحبت کردنش هنگام تمرین و بازی در صحنه، با فعالیتهای بدنی مستمر و تمرینهای متنوع، تقویت میشود. یک بازیگر ضمن تمرینهای تنفسی و حرکتی، تمامی حواس پنجگانهی خود را هم فعال نگه میدارد، بنابراین فقط یک بخش از بازیگری استعداد و علاقهی شخصی و بروز احساسات فردی روی صحنه است و بخش مهمتر آن کسب مهارت و دانش و فنون و شگردهای گوناگون، برای استمرار این هنر به عنوان یک حرفه یا شغل است. شعار هنرمندان بازیگری این است: تمرین، تمرین، تمرین؛ کار، کار، کار.
بازیگران همچنین، میبایست با مبانی و اصول روانشناسی هم آشنا باشند، زیرا یکی از مهمترین اقدامات آنها قرار گرفتن بهجای اشخاص با خلقوخوها و رفتارهای متفاوت است. خلقوخوها و رفتارهایی که قطعاً بسیاری از آنها با رفتارهای زندگی طبیعی بازیگران تفاوت دارد، زیرا که بازیگران گاهی به جای اشخاص نیک و گاهی بهجای اشخاص شر قرار میگیرند و با تمرینهایی که در این زمینه انجام میدهند، تلاش میکنند تا هریک از این اشخاص را، به بهترین نحو روی صحنه زنده کنند تا تماشاگران آنها را باور کنند. لذا وقتی نقشی را بازی میکنیم یعنی بهجای شخص دیگری نفس میکشیم، تصمیم میگیریم و انتخاب میکنیم و در یک کلام زندگی میکنیم.
تجربه کنید (صفحهی 134 کتاب درسی)
- چند شخصیت محیط زندگی خود را بهخاطر بیاورید. قوه خیالتان را فعال کنید و دقایقی خود را جای این اشخاص بگذارید. سعی کنید مثل آنها فکر کنید، رفتار کنید و لحن کلام آنها را با عباراتی مشابه تکرار کنید. در ادامه همین تمرین را، در برابر آینه انجام دهید. حالا یکبار بهجای شخصیت و سپس جای خودتان قرار بگیرید و با شخصیتی که ساختهاید، در مورد یک موضوع، گفتوگوی نمایشی انجام دهید، با او وارد بحث و چالش شوید و سعی کنید هر کدام دیگری را اقناع کند.
- همانگونه که متوجه شدید، داشتن قدرت تخیل قوی برای بازیگران بسیار مهم و اساسی است. به همین دلیل آنها سعی میکنند با تمرینهای مختلف آنرا تقویت کنند. قوه خیال باعث میشود تا شما در هر لحظه در مکانهای متعدد باشید و نقشهای متعددی را بهعهده بگیرید. قوه خیال باعث ترکیب عناصر بدن و حرکت، گفتار و حسهای پنجگانه میشود تا احساسات نقش را بهوجود آورد.
خودارزیابی (صفحهی 134 کتاب درسی)
تصور کنید شما یک قهرمان تنیس هستید. راکت فرضی را بهدست بگیرید و با استفاده از قوه تخیل خود همچون یک تنیسور واقعی به توپ خیالی ضربه بزنید. بهخاطر داشته باشید که حریف دقیقاً توپ را به جایی که شما هستید نخواهد فرستاد. یادتان باشد که شما بسیار مهارت دارید. قسمت مهم مهارت کنترل عمل است، نباید آسیب ببینید. از دوستانتان بخواهید بازی نمایشی شما را با یک تنیس باز واقعی مقایسه و درباره آن صحبت کنند.
درس چهارم: احساس و تخیل
فکر کنید (صفحهی 135 کتاب درسی)
آیا بهیاد دارید آخرین بار، چه زمانی عصبانی شدهاید؟ رفتارتان چگونه بود؟ رفتار طرف مقابل شما چگونه بود؟
خشم را بارها و بارها تجربه کردهاید. گاهی به هنگام عصبانیت سکوت کرده و اصطلاحاً عصبانیت را در خود میریزید. گاهی پس از اینکه عصبانی شدید فریاد میکشید و با بیان کلمات و جملات، احساسات خود را نشان میدهید.
در طول زندگی خود علاوه بر خشم، احساسات دیگر همچون خوشحالی، تأسف، غم و… را به دفعات تجربه کردهاید.
تجربه بازیگری نیز از تجربههای حسی در زندگی واقعی جدا نیست و بازیگران برای ایفای نقش و زنده کردن شخصیت مورد نظر در صحنه نمایش از این تجربیات استفاده میکنند. هر نمایشنامه، نمایشدهنده بخشی از زندگی است.
بنابراین در هر نمایشنامه، شخصیت یا شخصیتهای مختلف مانند زندگی واقعی، احساسات خود را بروز میدهند، عصبانی میشوند، خوشحال میشوند، میخندند، ناراحت میشوند و … . در اینجا تجربههای واقعی زندگی بهکمک بازیگران میآید با این تفاوت که این بار بازیگران باید آن احساس را بازی کنند؛ به این منظور از تخیل خود کمک میگیرند.
تجربه کنید (صفحهی 136 کتاب درسی)
تجربیات خود را در زندگی روزمرهتان در خانه، خیابان، مترو، اتوبوس و یا گشتوگذارهای دوستانهتان در طبیعت بررسی کنید، چگونه از حواس پنجگانه در این مکانها استفاده میکنید؟ دیدن، شنیدن، بوییدن، چشیدن و لمس کردن. هریک از این حواس در جایی بهکار آمدهاند و گاه مجموعهای از آنها در یک موقعیت بهکار آمده است؛ مثلاً بوی زمین باران خورده و یا عطر شکوفههای درخت نارنج و یا بادهای موسمی محیط پیرامون. تجربههای احساسی خود را با دیگران و دوستان در کلاس به اشتراک بگذارید، تلاش کنید این تجربیات را بازسازی کرده و تمرینهایی بر مبنای این تجربهها انجام دهید. در این تمرینها ذکر جزئیات از اهمیت ویژهای برخوردار است. بهخاطر آوردنها و دوباره بازسازی کردنها ریشه در تخیل دارد.
تخیل
در یک نمایشنامه میتواند صحنههایی وجود داشته باشد که شما قبلاً آنرا تجربه کرده باشید؛ برای مثال بازی در نقش فرزندی، دانشآموزی، خواهری، برادری و… برای بیشتر ما که در این زمینه تجربه داریم ساده به نظر میرسد. تنها کافی است با استفاده از قدرت تخیل خود، آن تجربیات را به یاد آورده و تکرار کنیم.
گاهی اوقات در یک نمایشنامه صحنهای وجود دارد که در طول زندگی، نمونه آنرا مشاهده یا تجربه نکردهاید؛ مثلاً شاید هیچگاه سوار کشتی جنگی نشدهاید در اینجا نیاز به استفاده از تخیل خود دارید. در واقع با تجربیاتی که از احساسات خود دارید، مثلاً از چیزی ترسیده و یا شگفتزده شده باشید، احساس خود را در زمان ترس و یا تعجب بهیاد آورده و با استفاده از قدرت تخیل خود آن را بازسازی کرده و خود را سوار بر کشتی جنگی با همان احساسات، تصور میکنید.
خودارزیابی (صفحهی 136 کتاب درسی)
- با دوستان و همکلاسیهای خود درباره موقعیتهایی صحبت کنید که هیچگاه آنها را تجربه نکردهاید. با کمک قوه تخیل خود آنها را بازسازی کنید. بهعنوان نمونه میتوان به موقعیتهای زیر اشاره کرد:
ورزشکار برگزیدهی یک رشته ورزشی شدهاید و برای حضور در مسابقات المپیک انتخاب شدهاید؛
در قرعهکشی بانک برنده یک اتومبیل گرانقیمت شدهاید؛
برای سفری یک ماهه به جزیرهای خارج از کشور، انتخاب شدهاید و میتوانید خانواده خود را نیز همراهتان ببرید؛ و …
سعی کنید موقعیتهای دیگری را با کمک دوستان خود خلق کنید.